امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست
بر من نفسی نیست ، نفسی نیست
در خانه کسی نیست
نکن امروز را فردا
بیا با ما که فردایی نمی ماند
که از تقدیر و فال ما
در این دنیا کسی چیزی نمی داند


تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خود
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست
من در پی خویشم به تو بر می خورم اما
در تو شده ام گم به من دسترسی نیست

نکن امروز را فردا
دلم افتاده زیر پا
بیا ای نازنین ای یار
دلم را از زمین بردار
در این دنیای وانفسا
تویی تنها ، منم تنها
نکن امروز را فردا ، بیا با ما ، بیا تا ما

امروز که محتاج توام جای تو خالیست
فردا که می آیی به سراغم نفسی نیست

در این دنیای نا هموار
که می بارد به سر آوار
به حال خود مرا نگذار
رهایم کن از این تکرار

آن کهنه درختم که تنم غرقه ی برف است
حیثیت این باغ منم
خار و خسی نیست


       

آی زندگی از تو بیزارم

اینجا دختری جان می دهد به جرم زندگی

اینجا دختری میگرید در باور ناباوری مردم

اینجا روزی ،شبی ، وقتی و بی وقتی ظلم می شود به گناه دختر بودن

آی زندگی از تو بیزارم

وزَن همان واژۀ مقـــــــــــــــــدس

چه خیال خامی

خنده ام میگیرد

خنده ای زهراگین ازین تمثیل محال

حتی در شعرهای کودکیم میخواندیم

دختره اینجا نشسته...گریه میکنه

و50 سال گذشت و باز هم دخترک پیر گریه میکند

اینجا نشسته است و گریه میکند

اینجا دختری...زنی...پیر زنی

نمیدانم چند سال دارم

فقط میدانم هنوز گریه میکنم

آی زندگی از تو بیزارم

نترس دخترکم

من دوستت دارم

و آنقدر عاشقانه که هیچگاه مــــــــــــــــــادر نخواهم شد

ونخواهم گذاشت روزی،شبی،وقتی و بی وقتی بنویسی

"اینجا دختری میگرید در باور نا باوری مردم"


   من اگه نباشم ؟؟؟؟   

من نباشم كي تو رويا موهاتو ناز مي كنه

كي با بالهاي شكسته با تو پرواز ميكنه

راست بگو من كه نباشم اخماي پيشونيتو

كي مياد دونه دونه با حوصله باز ميكنه

من نباشم كي مياد ناز نگاتو مي خره

كي مياد دنبال تو تو رو تا خورشيد ببره

كي ميگه حقا هميشه با توئه

واسه ي خاطرتو جون میده پشت پنجره

من اگه نباشم كي واسه هميشه تو رو مي پرسته

كي برات ميميره كي نميشه خسته

كي تو رو ميذاره روي دو تا چشماش

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش

من اگه نباشم كي واسه هميشه تو رو مي پرسته

كي برات ميميره كي نميشه خسته

كي تو رو ميذاره روي دو تا چشماش

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش

من اگه نباشم من اگه نباشم

من اگه نباشم من اگه نباشم

من نباشم كي تحمل ميكنه كار تو رو

با رقيب رفتن و اذيتا و آزار تو رو

تو خودت داور ميدون شو بگو

كيه كه جواب نده تلخي رفتار تو رو

من نباشم كي برات قصه ميگه تا بخوابي

كي مياد سراغ رويات تو شباي مهتابي

كي بيداره تا تو خوابت ببره

كي قايم ميشه توي ابرا كه راحت بتابي

من اگه نباشم كي واسه هميشه تو رو مي پرسته

كي برات ميميره كي نميشه خسته

كي تو رو ميذاره روي دو تا چشماش

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش

من اگه نباشم كي واسه هميشه تو رو مي پرسته

كي برات ميميره كي نميشه خسته

كي تو رو ميذاره روي دو تا چشماش

كي اگه نباشي ميگيره نفسهاش

من اگه نباشم من اگه نباشم

من اگه نباشم من اگه نباشم

 


   دوستی "تا" داره یا نداره؟   

با يه شكلات شروع شد
من يه شكلات گذاشتم تو دستش
اونم يه شكلات گذاشت تو دست من
من بچه بودم،اونم بچه بود
سرمو بالا كردم،سرشو بالا كرد
ديد كه منو ميشناسه
خنديدم
گفت دوستيم؟
گفتم دوست دوست
گفت تا كجا؟
گفتم دوستي كه تا نداره
گفت تا مرگ
خنديدم و گفتم: من كه گفتم تا نداره
گفت:باشه تا پس از مرگ
گفتم:نه نه نه نه تا نداره
گفت: قبول تا اونجا كه همه دوباره زنده ميشن
يعني زندگي پس از مرگ
بازم با هم دوستيم؟تا بهشت تا جهنم،
تا هر جا كه باشه من و تو با هم دوستيم؟
خنديدم و گفتم:تو تا هر جا كه دلت ميخواد
يه تا بذار
اصلا يه تا بكش از سر اين دنيا تا اون دنيا
اما من اصلا براش تا نميذارم
نگام كرد،نگاش كردم

باور نميكرد
ميدونستم اون ميخواست حتما دوستي ما
تا داشته باشه

دوستي بدون تا رو نميفهميد

یک سال ... دو سال... چهار سال...هفت سال ...ده سال ... بیست سال شده
اون بزرگ شده منم بزرگ شدم
من همه شکلاتمو خوردم اون همه شکلاتاشو نگه داشته
اون آ مده امشب تا خدافظی کنه
می خواد بره بره اون دور دورا
میگه میرم اما زود بر می گردم
من که می دونم میره و بر نمی گرده
یادش رفت شکلات به من بده
من که یادم نرفته!!!!
یه شکلات گذاشتم کف دستش
گفتم این برای خوردنه
یه شکلاتم گذاشتم کف اون دستش
اینم آخرین شکلات برای صندوقه کوچیکت
یادش رفته بود که صندوقی داره برای شکلاتاش
هر دو تا رو خورد
خندیدم
میدونستم دوستی من تا نداره
میدونستم دوستی اون تا داره
مثله همیشه
خوب شد همه شکلاتامو خوردم
اما اون هیچ کدومو نخورده
حالا با یه صندوق پر از شکلاتهای نخورده چی کار میکنه؟؟؟؟؟


       

با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کوی او . دل ديوانه
پنهان کردم در خاکستر غم
آن همه آرزو . دل ديوانه
چه بگويم با من ای دل چها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از اين زاری مکن
هوس ياری مکن
تو ای ناکام . دل ديوانه
با غم ديرينه ام
به مزار سينه ام
بخواب آرام . دل ديوانه
با تو رفتم بی تو باز آمدم
از سر کوی او . دل ديوانه
پنهان کردم در خاکستر غم
آن همه آرزو . دل ديوانه
چه بگویم با من ای دل چه ها کردی
تو مرا با عشق او آشنا کردی
پس از اين زاری مکن
هوس ياری مکن
تو ای ناکام . دل ديوانه
با غم ديرينه ام
به مزار سينه ام
بخواب آرام . دل ديوانه


   مرداب   

میون یه دشت لخت , زیر خورشید کویر

مونده یک مرداب پیر توی دست خاک اسیر

منم اون مرداب پیر ، از همه دنیا جدام

داغ خورشید به تنم ، زنجیر زمین به پام

من همونم که یه روز می خواستم دریا بشم

می خواستم بزرگترین دریای دنیا بشم

آرزو داشتم برم تا به دریا برسم

شبو آتیش بزنم تا به فردا برسم


اولش چشمه بودم ، زیر آسمون پیر

اما از بخت سیام راهم افتاد به کویر

چشم من به اونجا بود ، پشت اون کوه بلند

اما دست سر نوشت سر رام یه چاله کند



توی چاله افتادم ، خاک منو زندونی کرد

آسمونم نبارید ، اونم سر گرونی کرد

حالا یه مرداب شدم ، یه اسیر نیمه جون

یه طرف میرم تو خاک ، یه طرف به آسمون

خورشید از اون بالاها ، زمینم از این پایین

هی بخارم می کنن ، زندگیم شده همین

با چشام مردنمو دارم اینجا می بینم

سرنوشتم همینه ، من اسیر زمینم

هیچی باقی نیست ازم ، قطره های آخره

خاک تشنه همینم داره همراش می بره

خشک میشم تموم میشم ، فردا که خورشید بیاد

شن جامو پر می کنه ، که میاره دست باد...


 


       

توی گسترده رویا ٫ ای سوار اسب ابلق

دنبال کدوم مسیری ٫ توی تاریکی مطلق

ای به رویا سر سپرده  ٫ با توام ای همه خوبی

راهی کدوم دیاری٫ اخه با این اسب چوبی

با توام ای که تو فکرت با هر عشق و با هر اسمی

رهسپار فتح قلب ماه پیشونی طلسمی

توی دستای نجیبت عکس ماه پیشونی داری

واسه پیدا کردن جاش دنیا رو نشونی داری

ماه پیشونی تو قصه فکر بیداری تو خوابه

خورشید هفت اسمون نیست ٫ عکس خورشید توی ابه

از خواب قصه بلند شو اسب چوبیتو رها کن

ماه پیشونی مال قصه ست مرد من منو صداکن

اگه از افسانه دورم اگه ماه پیشونی نیستم

اگه با زمین غریبه اگه آسمونی نیستم

واسه خواب خستگی هات مثه یک قصه لطیفم

به صداقت تو مومن مثل قلب تو شریفم


   رویای آبی   

وقتي می بوسه تو رو ‚ ياد من می افتی هيچوقت ؟!
وقتی نازت می كنه ‚ ياد من می افتی هيچوقت ؟!
وقتی گل می ده بهت ‚ ياد ميخكا می افتی ؟!
وقتی زل زدی بهش‚ ياد شكلكا می افتی ؟!
يا كه نه ؟...
ياد من می افتی هيچوقت
يا كه نه ؟...
ياد من می افتی هيچوقت
***

وقتی گريه می كنی سرتو بغل می گيره؟
وقتي ميخندی بهش برای خنده هات می ميره ؟
وقتي با همديگه اين‚ كنار هم اينور و اونور
وقتي چشم غره ميری واسه چشمات می زنه پرپر ؟

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش می زاره يا كه نه ؟

تو رو دوست داره مثل من يا كه نه ؟
تو رو رو چشاش مي زاره يا كه نه ؟

مثل من يا كه نه ؟ مثل من يا كه نه ؟ مثل من ...

وقتي آهنگي كه با هم مي شنيديم رو گوش ميدی يادم می افتی ؟
اونجاهايي كه باهم رفتيم ‚ ميری ‚ يادم می افتی؟
وقتی دوستای قديمو می بينی از من می پرسي ؟
خيلی دوست دارم بدونم كه حالت چطوره راستی؟
هنوز عكسامو نگه داشتی يا نه ؟
هواي طوطيمونو داشتی يا نه ؟
ياد من می افتی هيچوقت ؟
***
وقتی گريه ميكنی سرتو بغل می گيره ؟
وقتی می خندی بهش برا خنده هات می ميره ؟
وقتی دلگيره ازت تو رو می بخشه مثل من ؟
واسه خندوندن تو می كشه نقشه مثل من ؟
تو رو دوست داره مثل من
يا كه نه؟
اشكات ‚ رو تنش می باره
يا كه نه؟
تو رو دوست داره مثل من
يا كه نه
تو رو رو چشاش ميزاره
يا كه نه
مثل من يا كه نه ؟ مثل من يا كه نه ؟ مثل من...
تو رو دوست داره مثل من؟



       

آهای آدمها !!!!!!!!!!!!!!!

 

کاش اون روز نیاد که دور ـ دلمون حصار بکشیم و کسی رو تووش راه ندیم... به هر دلیلی که این کار رو بکنیم عذر ـ ناموجهه. چرا که رد شدن هیچ پرنده ای از پرچین ـ خیال ـ ما بی حکمت نیست. فرصتها رو از خودمون و دیگران نگیریم

 

بگذاریم که احساس هوایی بخورد.



   از کجا آغاز می شود؟   


ببین داداش ٬ این قرص رو که بزنی میری تو یه دنیای توپ پ پ پ

- یعنی چی ؟

یعنی !! چجوری بگم . مثلا فکر میکنی عینه یه عقاب داری پرواز میکنی

-من از ارتفاع میترسم

خیلی خوب ٬ شاید توهم بگیری که داری تو دریا شنا می کنی !

-خب که چی ؟ اگه بخوام میرم استخر یا دریا

ای بابا ٬ اصلا قرص رو بی خیال ٬ اینیکی رو بگیر امتحان کن

-این چیه ؟

بهش میگن شیشه ! حواست ۵ برابر میشه ٬ چشم هات همینجوری باز میمونن و میتونی تا بندرعباس یه کله رانندگی کنی تازه قدرت تصمیم گیریت هم زیاد میکنه !

بدم ؟

-نه بابا ٬ من هنوز بچم ٬ گواهینامه ندارم چه برسه به رانندگی !

بابا تو هم که خیلی پاستوریزه هستی ٬ سیگار می کشی ؟

-تاحالا نکشیدم

آهان ٬ خوب ببین پیدا کردم ٬ با همین باید شروع کنی

-اینیکی چی کار میکنه ؟

کاری نمیکنه ٬ فقط بهت شخصیت میده ٬ مثل عینک

-حالا چطوری باید کشید ؟

ببین اول ...